وای خدا عجب مستندی بود. ممنون از جناب مستند ساز و گروه ش. امیر حسین پسر لامصب تو اون خانواده گل ت لاکردار اشک منو در اوردی پسر. سوا از خودت که مثل پسرم دوستت دارم عحب مادری داری سکینه خانم حبشی درود بهرشرف ت ؛ دست تو مادر رو من میبوسم. اقایان زارع پدر و عمو جان با غیرت ؛ عمو جون خیلی مردی. منم یک عموی حقی داشتم روحش شاد. ولی جناب زارع پدر چی گفتی؟؟؟؟ گفتی قشنگ هم گفتی چنان گفتی که هنوز دارم زار زار گریه میکنم به اون حرف قشنگ ت گفتی ما تا زمانی امیر حسین رو بزرگ ش کردیم الان امیر حسین داره ما رو بزرگ میکنه درست گفتم؟؟؟؟
اقای زارع خیلی قشنگ گفتی. فکر کنم فشنگ ترین کلام این مستند همین بود. همه گفتار ها قشنگ بود ؛ ولی حرف پدر خیلی منو تکونم داد. اخر سر امیر حسین جون چهل ساله کانادا هستم ولی روزی مبرسه که میتونم بیام با تو و داش رضا یزدانی کار دارم جفتی تون عشق من هستید. امیر حسین قدر پدر و مادرت رو بدون. خدا رو شکر پدری مثل حسن یزدانی نداری. پدر و مادر و عمو خیلی روشنفکر هستند دست هر چهار تاشون رو میبوسم. تو قهرمانی ت رو مدیون این سه نفر هستی. عسق منی امیر حسین لامصب. گیرت میارم یه روزی ببین کی بهت گفتم اسم سعید مشیری رو بیاد بیار ؛ اگه گیرت بیارم ماچ بارونی. دارم میگم ذ دست مادرت رو هم میبوسم. پای پدر و عمو ت رو هم میبوسم. پس قدر این سه شیر بچه رو بدون. برای خانواده محترم زارع ارزوی بهترین ها رو دارم