اتاق اشتراکی ارزان، شروع کابوس یک دانشجوی ایرانی بود | داستان واقعی

آن سوی مرز

آن سوی مرز

91,092 views

یک اتاق اشتراکی ارزان برای یک دانشجوی ایرانی، در ظاهر می‌توانست بهترین شروع برای زندگی تازه‌اش در لندن باشد؛ اما خیلی زود، همان خانه به آغاز کابوسی تبدیل شد که هیچ‌کس انتظارش را نداشت.

پویا برای ادامه تحصیل و ساختن آینده‌ای بهتر به لندن مهاجرت می‌کند. وقتی با پیشنهاد یک اتاق ارزان و چند هم‌خانه ایرانی روبه‌رو می‌شود، تصور می‌کند بالاخره بخشی از مشکلات مهاجرتش حل شده است. صاحبخانه و هم‌خانه‌ها رفتاری دوستانه دارند، در کارهای روزمره کمکش می‌کنند و به‌تدریج اعتماد او را به دست می‌آورند.

اما نامه‌های مشکوک، ناپدیدشدن پاسپورت، رفت‌وآمدهای شبانه و یک در قفل‌شده در زیرزمین، پویا را با حقیقتی ترسناک روبه‌رو می‌کند؛ حقیقتی درباره یک شبکه مخفی که مهاجران و دانشجویان تازه‌وارد را هدف قرار می‌دهد.

این داستان واقعی، مثل یک رمان معمایی و جنایی پیش می‌رود؛ رمانی پر از اعتماد، خیانت، سرقت هویت، دوستی‌های دروغین و رازهایی که پشت دیوارهای یک خانه معمولی پنهان شده‌اند.

آیا پویا می‌تواند پیش از آن‌که تمام زندگی و هویتش نابود شود، حقیقت را ثابت کند؟  
و مهم‌تر از آن، در خانه‌ای که همه‌چیز از ابتدا برنامه‌ریزی شده، واقعاً به چه کسی می‌تواند اعتماد کند؟

این ویدیو را تا پایان ببینید و در بخش نظرات بنویسید:
اگر جای پویا بودید، بعد از دیدن اولین نشانه مشکوک چه کار می‌کردید؟

برای تماشای رمان‌ها و داستان‌های واقعی بیشتر از زندگی ایرانیان در خارج از کشور، کانال «آن سوی مرز» را دنبال کنید.

#داستان_واقعی #رمان #دانشجوی_ایرانی #مهاجرت #سرقت_هویت #آن_سوی_مرز