بعضی خانهها را نمیشود فروخت، حتی اگر کلیدشان دست دیگران بیفتد. آدم از جایی نمیرود که در آن یک عمر نفس کشیده است؛ فقط، خاطرههایش زودتر از خودش کوچ میکنند. این روایتِ آرامِ رفتن است؛ بیهیاهو، بیقهرمانی، با چمدانی که از سالها زندگی سنگینتر است.
این داستان نوشتهی گلی ترقی، نویسندهی برجستهی معاصر ایران است که آثارش بهخاطر نثر روان، فضای نوستالژیک و تمرکز بر حافظه، هویت و گسستهای انسانی شناخته میشوند. او در بسیاری از داستانهایش به تجربهی از دست دادن، مهاجرت، تنهایی و پیوند انسان با مکان میپردازد. گلی ترقی سالهاست در خارج از ایران زندگی میکند و تجربهی زیستهی او، بهویژه در زمینهی دوری از وطن، در داستانهایش حضوری پررنگ و عمیق دارد. از آثار شاخص او میتوان به مجموعهداستانهای خاطرههای پراکنده، دو دنیا و جایی دیگر اشاره کرد.
بعضی خانهها را نمیشود فروخت، حتی اگر کلیدشان دست دیگران بیفتد. آدم از جایی نمیرود که در آن یک عمر نفس کشیده است؛ فقط، خاطرههایش زودتر از خودش کوچ میکنند. این روایتِ آرامِ رفتن است؛ بیهیاهو، بیقهرمانی، با چمدانی که از سالها زندگی سنگینتر است.
این داستان نوشتهی گلی ترقی، نویسندهی برجستهی معاصر ایران است که آثارش بهخاطر نثر روان، فضای نوستالژیک و تمرکز بر حافظه، هویت و گسستهای انسانی شناخته میشوند. او در بسیاری از داستانهایش به تجربهی از دست دادن، مهاجرت، تنهایی و پیوند انسان با مکان میپردازد. گلی ترقی سالهاست در خارج از ایران زندگی میکند و تجربهی زیستهی او، بهویژه در زمینهی دوری از وطن، در داستانهایش حضوری پررنگ و عمیق دارد. از آثار شاخص او میتوان به مجموعهداستانهای خاطرههای پراکنده، دو دنیا و جایی دیگر اشاره کرد.