دیشب یکی از ترسناکترین شبهای زندگیمون بود…
صورت گربهمون یهویی ورم کرد و واقعاً نمیدونستیم چه اتفاقی افتاده.
تا صبح بالای سرش بودیم و با استرس منتظر بودیم حالش بهتر بشه.
خدا رو شکر بهموقع بردیمش دکتر، ولی هنوز از یادآوریش قلبم میلرزه
دیشب یکی از ترسناکترین شبهای زندگیمون بود…
صورت گربهمون یهویی ورم کرد و واقعاً نمیدونستیم چه اتفاقی افتاده.
تا صبح بالای سرش بودیم و با استرس منتظر بودیم حالش بهتر بشه.
خدا رو شکر بهموقع بردیمش دکتر، ولی هنوز از یادآوریش قلبم میلرزه